مغرور شدن برای موفقیت شاگردان

غرور موفقیت شاگردان مغرور شدن برای موفقیت شاگردان

این روز ها من علاقه چندانی به دیدن مبارزات ندارم.به هر حال در ۲۴ مارس ۲۰۰۱۳،من تمام شب را منتظر وقوع یک حادثه مهم بودم ،و آن هم مربوط می شد به پخش مستقیم MMA در فنلاند،اما در زمان شروع مسابقه ساعت در توکیو ۴ صبح را نشان میداد،اگر چه تا این زمان بیدار ماندن سخت بود،اما مبارزه یک فرد قدیمی برای من جذابیت های زیادی را داشت.

نام شاگرد مترادف با  بافی قاتل(کاتیجا)بود،که البته همین اسم(زن)برای او نشانه و علامت خوبی بود.او در مسابقات قهرمانی ژاپن،mmaبا نام VV مای یا ماگوچی شر کت می کرد و پیروزی در این مسابقات مترادف با ورود به ۱۰ نفر برتر(وزن او) بود.

پس برای او مقداری نگرانی در پی داشت.من او را سال ها ندیده بودم و نمیدانستم که ایا او شرایط مسابقه دادن  را دارد یا نه.اما زمانی که اولین راند به اتمام رسید ترس من ریخت.بعد از یک شروع مختصر،او کا را در دست گرفت و چندین ضربه مهلک به حریف وارد کرده و سپس پیروز شد.

واقعا غرور انگیز بود

او را ملاقات کردم.کاتیجا در شهر کوچکی در فنلاند زندگی میکرد.او شاگرد مکتب شودینجی-دیوکاراته بود.مکانی که در آنجا هفته ای ۱ مرتبه تمرین داده میشدم.کلاس من نکتن پایه ای درگیری و کیک بوکسینگ بود.اما در مدرسه دبیرستان دخترانه ای که ۱۵ سال پیش من دیده بودم،تفاوت زیادی وجود داشت.مربیان بهتری را داشت و به یک تیم حرفه ای پیوسته با او بود و تجربیات زیادی را از این طریق کسب نموده بود.حالا او یک ورزشکار برتر با رکورد ۱-۰-۸ است.در زمان نگارش این متن رتبه او شماره ۱۰ سبک وزنهای جهان بود.

او توانست این رتبه را از طریق یک تلاش ۳ ساله بدست اورد.در عوض،من به دنبال کار ها و ایده های جانبی بودم.چه چیزی تا ساعت ۴ صبح بیدارم نگه داشت؟چرا به خودم به اندازه او افتخار نمی کردم؟

غرور چیز مسخره ای است

وقتی وارد اعضای خانواده یا بچه های شما می شود ،می تواند در رشد انها تاثیر بگذارد.ما به سادگی موفقیت ها را در میابیم زیرا مقداری از غرور را در خودمان مشاهده می کنیم.اما احساس غرور به دیگران ،خیلی حس عجیبی است.دوستان را خودمان وارد زندگی شخصی میکنیم.آنها اهداف و آرزوهاشان را با ما به اشتراک میگذارند.وقتی انها به این اهداف می رسند.ما نیز با انها احساس غرور میکنیم چرا که با انها آشنا هستیم.یک رزمی کار بودن را خودمان انتخاب میکنیم.ما سالهای متمادی را در اینگونه تمرینات و یا مبارزات ورزشی میگذرانیم در حالی که میتوانیم به سراغ کارهای دیگری برویم.همین انتخاب نیز می تواند برای ما دستاوردهایی را به ارمغان بیاورد.

من هرگز مغرور نبوده ام

به عنوان یک آرزو یا جاه طلبی برای کاینجا بود.بنابرین من یکی زندگی با افتخار را تصور می کنم.اما همین احساس را در مبارزات با دوستان خود دارم .بعد از سالهپا تمرین کردن و رقابت دادن،فکر میکنم حالا درک کرده ام که چرا افراد وارد رینگ مبارزه میشوند و به دنبال موفقیت هستند.بنابراین احساس غرور میکنیم وقتی دوست من یک مبارزه را پیروز می شود.زیرا این دوستان همین انتخاب من را داشته اند.

دوستی مثل کاتیجا،من آرزو دارم که او بتواند در رتبه بندی MMA زنان ،بالاتر بیاید.در چند سال بعد او میتواند در صدر باشد.او حتی میتواند بهترین در وزن خودش باشد.اما بدون توجه به چگونگی این روند،مطمئن هستم که او باعث غرور ما خواهد بود.