تاکتیک ها در مقابل استراتژی ها

مبارزه غیرمسلحانه چه به عنوان ورزش و چه مبارزه و جدال خیابانی اغلب به دو گروه تقسیم می شوند تا بحث و بررسی جوانب خاص مبارزه اسانتر گردد.

معمولا این گروه ها دامنه مبارزه نامیده می شموند.با یک طرح خارج به داخل که به نظر به صورت قراردادی و به اشتباه براساس یک مدل نظامی خارج به داخل هستند.مدل نظامی شامل توپخانه و پیاده نظام میشود و مدل غیر مسلحانه هم تقریبا در امتداد همین خطوط پیشروی میکنند همچون ضربات لگد و دست به یقه شدن و چنگ اندازی.

من این مدل دامنه ای را دچجار نقصان و کمبود یافتم،زیرا شما را ترغیب می کند مبارزه را از لحاظ فاصله برابر با انتخاب وسیله و راه ببینید.مثلا من در دامنه لگد زدن هستم،بنابرین نیازی نیست نگران این یا ان باشم،این اشتباهی بزرگ است.یا مثلا ما الان داریم دست به یقه می شویم،بنابرین این خارج از لیست یا جدول است.اشتباه بزرگ دیگر.

هر کسی که به مدت طولانی بازی مبارزه را انجام داده باشد و یا حتی به عنوان تماشاگر به ان توجه کرده باشد،می داند که مدل های دامنه ای در mma و یا هر بازی مبارزه ای ترکیبی دیگری اعمال نمیشوند.حتی بدتر،آنها می توانند در واقع مانع عملکرد اجرایی شما شوند.

باید اقرار کنیم که می توانیم برای  سرمان فرق باز کنیم ،اما نمیتوانیم از این حقیقت طفره رویم که تعیین دامنه نقش دهنده فاصله است و اگر آنچه ما توصیف میکنیم به دامنه های خاصی اطلاق نشوند،چرا از چنین نقش دهنده ای استفاده می کنیم؟من وازه عامل یا عنصر را برای توضیح جوانب یک مبارزه انتخاب کرده ام. من این واژه را هدفمند انتخاب کردم،زیرا عوامل و عناصر نمادهای منفرد جداگانه ای هستند و مهم تر اینکه عوامل و عناصر میتوانند با عوامل دیگر برای ایجاد مواد و ترکیبات جدید ،ترکیب شوند.

من مشت زنی را عامل و عنصری مجزا در نظر می گیرم و محکم گرفتن و ثابت نگه داشتن را یک عنصر مجزای دیگر،اما همانطور که همه میدانیم،بوکس یا مشت زنی می تواند باعث محکم گرفتن و نگه داشتن شود و محکم گرفتن و ثابت نگه داشتن می تواند مشت زنی را به همراه آورد.زمانی که ما چنین ترکیبی را انجام می دهیم،پدیده جدیدی داریم که می تواند بر اساس انچه که هست با آن برخورد شود.برخلاف سعی و تلاش برای اینکه ما به چه فاصله ای میتوانیم از بوکس و دامنه مشت زنی به سمت دامنه محکم نگه داشتن و گیر انداختن حرکت کنیم.

مشت زنی:من پرتاب کردن دستها  به سمت حریف را به دو دلیل  در بالای فهرست قرار می دهم.یک ،شهودی و مبتنی بر درک مستقیم است.مردم بدون هیچ گونه تعلیمات و اموزشی برای مبارزه سعی می کنند  یکدیگر را با دستهایشان بزنند.تعلیم دادن به یک سیرست و نهاد از قبل رنگ و مشکل گرفته و به صورت علمی تعلیم دادن ان بسیار آسان تر از یاددهی مهارت از نقطه صفر است،دوم ،مفید است.

چه روی پاهای خود ایستاده باشید و چه روی زمین باشید،امارها نشان می دهد که مشت زنی مبارزه را بیشتر از هر راه و وسیله دیگری ،می برد.

مشت زنی و عوامل دیگر:این عامل یا عنصر بازی مشت زنی  همراه با ضربات زانو ها ،آرنج ها،لگدها،سر و هر قسمت دیگری از بدن است که بتواند ضربه بزند.به جای اینکه این عامل و عنصر مجزایی مانند لگد زدن در نظر بگیریم،من آن را همان بوکس یا مشت زنی نامیدم.تا برتری مشت زنی را برساند.حتی زمانی که راه های ضربه زدن دیگر را به ان می افزایید.مثلا توجه کنید که چگونه مشت زن های لگد زن،ماهرانه و حرفه ای لگد ها و ضربات پای خود را با دست هایشان تنظیم میکنند.

حرکت تند و چابک و پرتاب کردن:این متشکل از پایین کشیدن حریف بدون گیر انداختن و محکم نگه داشتن است.این عامل معمولا-نه همیشه- به تکنیک هایی محدود میشود که هدف ان ها ضربه زدن به قسمت های پایینی بدن است.

محکم گرفتن و ثابت نگه داشتن:این یک عامل از قبل ترکیب شده صحیح است،زیرا محکم نگه داشتن حریف می تواند مرکز و کانون برخی از ضربات متوقف  کننده مبارز باشد. زیرا می تواند طبقه و گروه دیگری از پایین کشیدن ها را آغاز کند.این عامل باید به عنوان عاملی انفرادی و مجزا در نظر گرفته شود،زیرا شبیه بقیه نیست،این ضربه زدن صر و خالص و صرفا پایین کشیدن نیست.

کشتی/کار روی تشک:این عامل از تسلیم ها مجزاست،اگر چه تسلیم شدنهایی که با تمرین های کشتی همراه و جفت می شوند میتوانند قسمت اعظم آن را تشکیل دهند.اغلب،بازی روی زمین از لحاظ تسلیم شدنهای هیجان انگیزی انگاشته می شوندکه میتوانند به دست ایند،اما این عامل یا عنصری است که باید تمرین شود تا جریان کار و کنترل تهاجمی و جریان دفاعی با ماهیت ثانویه تقویت و پرورش یابد.مهمتر کردن تسلیم از کشتی گرفتن مانند اموزش و تعلیم دادن به یک مبارز  برای مشت زدن بدون صحبت و بحث کردن در مورد کار با فریب دادن و ضربه زدن و تاباندن است.

تسلیم ها: این دقیقا گویای خود است.روشی برای یک مبارز برای به تسلیم واداشتن حریف از طریق قفل یا خفه کردن و مسدود سازی.

دیدن هر عامل و عنصر به عنوان عامل کاملا مجزا آسان است و می توانند به روشی تمرین شوند که به ما اجازه دهند روی مناطق ضعیف تمرکز کنیم.اما باید در مجزا سازی عوامل دقت کنیم تا انها را در  فاصله طولانی قرار ندهیم.وگرنه به دام مشکل دامنه ها می افتیم.ما نمیخواهیم به مبارزانی تبدیل شویم که بین عوامل و عناصر دنده عوض می کنند.مثل اینکه من دارم مشت زنی کار میکنم…حالا دارم محکم نگه داشتن را انجام میدهم…حالا روی تشک هستم.تلاش ما باید این باشد که مبارزه را متشکل از این عوامل و عناصر ببینیم و بدانیم زمانی که انها باهم ترکیب می شوند ارزشمندترین حالت را خواهند داشت.به خاطر داشته باشید که هیدروژن و اکسیژن عوامل اصلی سازنده جهان هستندکه در حالت مجزا خاصیت دیگری دارند و فقط زمانی که این دو عنصر باهم ترکیب شوند می توانند مارا از تشنگی نجات دهند.